من حدود یک ماه نمی تونم وبلاگ رو آپ کنم و به نظراتتون هم نمی تونم جواب بدم.توی این یک ماه منو تنها نگذارید.
+ من نوشتمش: شیدا در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 15:26 |
آوار رنگ
هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها
ناپدید ماند
+ من نوشتمش: شیدا در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 15:20 |
آوار رنگ
هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها
ناپدید ماند
+ من نوشتمش: شیدا در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 15:20 |
بی تو خاموشم ، شهری در شبم
تو طلوع می کنی
من گرمایت را از دور می چشم و شهر من بیدار
می شود.
با غلغله ها، تردیدها، تلاش ها ، و غلغله مردد
تلاش هایش،
دیگر هیچ چیز نمی خواهد مرا تسکین دهد
دور از تو من شهری در شبم
ای آفتاب
و غروبت مرا می سوزاند.
+ من نوشتمش: شیدا در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 15:16 |