من به درماندگي صخره و سنگ
من به آوارگي ابر ونسيم
من به سرگشتگي آهوي دشت
من به تنهايي خود مي مانم
من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي
گيسوان تو به يادم مي آيد
...
من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي
شعر چشمان تو را مي خوانم
چشم تو چشمه شوق
چشم تو ژرفترين راز وجود
برگ بيد است كه با زمزمه جاري باد
تن به وارستن عمر ابدي مي سپرد
تو تماشا كن
كه بهار ديگر
پاورچين پاورچين
از دل تاريكي مي گذر
و تو در خوابي
و پرستوها خوابند
و تو مي انديشي
من به درماندگي صخره و سنگ
من به آوارگي ابر ونسيم
من به سرگشتگي آهوي دشت
من به تنهايي خود مي مانم
من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي
گيسوان تو به يادم مي آيد
...
من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي
شعر چشمان تو را مي خوانم
چشم تو چشمه شوق
چشم تو ژرفترين راز وجود
برگ بيد است كه با زمزمه جاري باد
تن به وارستن عمر ابدي مي سپرد
تو تماشا كن
كه بهار ديگر
پاورچين پاورچين
از دل تاريكي مي گذر
و تو در خوابي
و پرستوها خوابند
و تو مي انديشي
به بهار ديگر
و به ياري ديگر
نه بهاري
و نه ياري ديگر
حيف
اما من و تو
دور از هم مي پوسيم
غمم از وحشت پوسيدن نيست
غمم از زيستن بي تو دراين لحظه پر دلهره است
ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست
از سر اين بام
اين صحرا اين دريا
پر خواهم زد خواهم مرد
غم تو اين غم شيرين را
با خود خواهم برد ...
بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه دردیم
با هم لحظه ها را گریه کردیم
ما در صدای بی صدای گریه بودیم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم
شاید در این راه اگر با هم بمانیم
به چشمانت بیاموز که
هرکس ارزش دیدن ندارد
به دستانت بیاموز که
هر گلی ارزش چیدن ندارد
به قلبت بیاموز که
هرکسی کنج آن جای ندارد
و بیاموز که
آبی بودن عشق می خواهد
آبی بودن عشق می خواهد
I am the sun, you are my rays
Helping me to shine and to be all that I
It is better to have loved and lost
Than never to have lost at all
I love you
Not for what you are
But for what I am
When I am with you
برای یک دوست
جاده ای نا معلوم
جاده بی انتها
جاده ای که تهش
می خوره به عشق و وفا
درختی سبز در بیابانی بی آب و علف
نماد من در انتظار تو
در انتظار صدای همیشه آشنای تو
بی تو یعنی تنهایی
یعنی سرابی از یک صدا
صدایی از تو صدایی آشنا
آه آه آه
اینو بدون که :
همیشه دستانی هست برای نوازش دستان تو
همیشه چشمانی هست در انتظار نگاه تو
همیشه لبانی هست برای سرودن شعری برای تو
همیشه راهی هست برای بازگشت تو
و همیشه و همیشه هستم فقط برای تو
دستانی سرد و یخ زده
صدایی از دور
از پشت که های کور
فقط یک نگاه
اما چه کوتاه
افسوس
سکوت بی کسی
سکوت روز های سیاه
سکوت شب های سنگین
حتی دریغ از یک نگاه
نگاهی آکنده از غم
در آن سوی کوچه ها